تثبیتکنندههای خلق (Mood Stabilizers)
۱. لیتیم (Lithium – Li+Li^+)
لیتیوم از گذشته تاکنون به عنوان انتخاب اول در درمان اختلال دوقطبی و کاهش میزان عود شناخته شده است.
- جایگاه در درمان: این عنصر همچنان استاندارد طلایی (Gold Standard) برای درمان نوع کلاسیک شیدایی در اختلال دوقطبی محسوب میشود.
- ویژگیهای بیوشیمیایی: لیتیم سبکترین فلز قلیایی است و از نظر ویژگیهای شیمیایی با سدیم (Na+Na^+) اشتراکاتی دارد. در طبیعت نیز در برخی چشمههای آب معدنی قلیایی فراوان است.
- اثربخشی: در درمان ۶۰ تا ۸۰ درصد دورههای هیپومانی و شیدایی حاد موثر است.
چالشها و محدودیتهای لیتیم:
با وجود اثربخشی بالا، استفاده از لیتیم در سالهای اخیر با کاهش مواجه شده است که دلایل آن عبارتند از:
- شکاف بین پیشبینی و واقعیت: اثربخشی بالینی آن در عمل، کمتر از آن چیزی است که در کارآزماییهای بالینی پیشبینی شده بود.
- محدودیتهای ایمنی: خطر مسمومیت (Toxicity) و وجود عوارض جانبی گسترده.
- پایداری درمان: چالشهای مربوط به عود بیماری و عدم رعایت رژیم دارویی توسط بیمار (Non-compliance).

تاریخچه کشف و بازکشف لیتیم (شورتر، ۲۰۰۹)
لیتیم دارویی با سابقه طولانی در روانپزشکی است که داستان کشف آن ریشه در یک شهود علمی دارد:
- ریشههای تاریخی و کشف تصادفی: کاربرد لیتیم در روانپزشکی حاصل یک مشاهده تصادفی توسط جان کاد، پزشک استرالیایی بود. وی مشاهده کرد که استفاده از لیتیم بهعنوان حلال در داروهای تزریقی، منجر به بروز حالت سستی و آرامش (Sedation) در موشهای آزمایشگاهی میشود. این مشاهده شهودی، مسیر ورود لیتیم به پروتکلهای درمانی را هموار کرد
- گام شهودی و تجویز بالینی: کاد با یک گام شهودی، لیتیم را برای بیماران مبتلا به شیدایی حاد تجویز کرد و بهبودهای چشمگیری را در آنها مشاهده نمود.
- تأخیر در پذیرش پزشکی: با این حال، به دلیل سابقه منفیِ استفاده از نمکهای لیتیم به عنوان «نمک جایگزین» (که مشکلات مسمومیت ایجاد کرده بود)، بیش از ۲۰ سال طول کشید تا جامعه پزشکی این دارو را به عنوان یک درمان مؤثر برای شیدایی بپذیرد.
- اثبات قطعی در دهه ۱۹۷۰: خوشبختانه، تحقیقات دهه ۱۹۷۰ نشان داد که لیتیم در پیشگیری از عود اختلال دوقطبی بهطور چشمگیری از دارونما برتر است:
- میزان عود با لیتیم: کمتر از یکسوم بیماران.
- میزان عود با دارونما: حدود ۸۰ درصد از بیماران.
جایگاه استراتژیک و چالشهای کاربردی لیتیم در درمان
۱. برتری در مقایسه با سایر تثبیتکنندهها
بر اساس شواهد علمی، لیتیم جایگاه ویژهای در مدیریت طیف وسیعی از مراحل اختلال دوقطبی دارد:
- گستره درمانی: لیتیم برای درمان شیدایی حاد، دورههای افسردگی حاد و همچنین به عنوان درمان نگهدارنده جهت پیشگیری از عود بسیار مؤثر است (گدس و همکاران، ۲۰۱۰).
- استاندارد طلایی: بالد، سارینی و تندو (۲۰۰۰) لیتیم را به عنوان داروی انتخابی اول برای کنترل بلندمدت اختلال دوقطبی و حملات شیدایی توصیه میکنند.
- مزیت نسبت به سایر داروها: برخلاف بسیاری از داروهای تثبیتکننده خلق دیگر، لیتیم شواهد تحقیقاتی قابلتوجهی در زمینه اثرگذاری طولانیمدت بر انواع اختلال دوقطبی (نوع I و II) و همچنین کاهش قابل توجه خطر مرگومیر دارد.
۲. چالشهای کاربردی و محدودیتهای بالینی
علیرغم برتری عملکردی، لیتیم در عمل با چالشهایی روبروست:
- کمتر از حد مورد نیاز استفاده میشود: شواهد نشان میدهند که لیتیم بسیار کمتر از داروهای ضدتشنج و ضدصرع (که به عنوان تثبیتکننده خلق استفاده میشوند) تجویز میگردد، هرچند که از نظر اثربخشی در اختلال دوقطبی برتری دارد (کان و همکاران، ۲۰۱۴).
- سختی پایش درمانی: نیاز به انجام آزمایشهای دورهای خون برای اندازهگیری سطح لیتیم، برای برخی بیماران هزینهبر و دشوار است. همچنین به دلیل عوارض جانبی، همیشه امکان انجام این آزمایشها برای همه بیماران وجود ندارد.
- عامل ژنتیکی (SNP): تحقیقات نشان داده است که اثربخشی لیتیم به شدت تحت تأثیر ژنتیک است؛ بهطوری که بیمارانی که دارای ۴ پلیمورفیسم تکنوکلئوتیدی (SNP) در کروموزوم ۲۱ هستند، بهترین پاسخ را به این دارو نشان میدهند (هو و همکاران، ۲۰۱۶).
اما بعضی اثرات محدود لیتیم برای بیماران دو قطبی نیز مشاهده شد:
در کنار این معایب مرور اثرات گذشته لیتیم جایگاه آن را به عنوان خط اول درمانی برای بیمارانی که اختلال دو قطبی کلاسیک در آنها بروز کرده است حفظ میکند (گرشون و همکاران، ۲۰۰۹؛ واسولیکووا و اسووبودا، ۲۰۱۶). هنگامی که لیتیم در بیمارانی که به درستی تشخیص داده شدهاند، استفاده میشود نسبت به داروهای دیگر اثر بهتری دارد و خطر خودکشی و میزان آسیب رساندن شخص به خودش را کاهش میدهد.
علاوه بر نقش در درمان حاد، لیتیم میتواند اثربخشی داروهای ضدافسردگی را نیز بهبود بخشد (گروف و همکاران، ۲۰۰۹) و بهعنوان یک داروی مؤثر در درمانهای نگهدارنده (Maintenance Therapy) عمل کند (کرویل، ۲۰۰۹). در همین راستا، مطالعات جدید نشان میدهند که بررسی ویژگیهای الکتروفیزیولوژیک سلولهای بنیادی میتواند به پیشبینی میزان پاسخدهی بیماران دوقطبی به لیتیم کمک کند (استرن و همکاران، ۲۰۱۷). هرچند این رویکرد هنوز برای کاربردهای بالینی آماده نیست، اما نمونهای از پژوهشهای پیشرو در جهت شناسایی نشانگرهای زیستی (Biomarkers) برای بهبود تشخیص و انتخاب دقیقتر پروتکلهای درمانی محسوب میشود
«علاوه بر ”نقش، مزایا و محدودیتهای داروی لیتیم“ میتوانید برای مشاهده سایر داروها و روشهای درمانی به ”بخش آشنایی با داروهای روانشناسی“ مراجعه نمائید.»