عشق و دروغ و بدن! در این مطلب با هم به بررسی عشق و دروغ و بدن و در حقیقت زبان بدن می پردازیم. شخص مورد نظر در حال دروغگوییست؟ به ما علاقه ای دارد؟

آیا مردمک چشم عشق را نشان می‌دهد؟

مردمک چشم واقعاً می‌تواند در پاسخ به عوامل مختلف تغییر کند.
نور محیط یکی از مهم‌ترین عوامل است.
اما تغییر مردمک می‌تواند با برانگیختگی و توجه نیز ارتباط داشته باشد.
به همین دلیل، نمی‌توان گفت:
«مردمک گشاد = عاشق شدن»
چنین نتیجه‌ای علمی نیست.
وقتی یک رفتار چندین علت ممکن دارد، نمی‌توان یک علت خاص را صرفاً از روی آن نتیجه گرفت.

تماس چشمی؛ اعتمادبه‌نفس یا چیز دیگری؟

تماس چشمی بخش مهمی از ارتباط اجتماعی است، اما معنای آن در همه موقعیت‌ها یکسان نیست.
>تماس چشمی می‌تواند نشان‌دهنده:

– توجه

– مشارکت در گفت‌وگو

– علاقه به موضوع

– تلاش برای فهم طرف مقابل– یا تنظیم جریان تعامل
باشد.
اما میزان تماس چشمی تحت تأثیر فرهنگ، شخصیت، موقعیت اجتماعی و ویژگی‌های فردی قرار می‌گیرد.
پژوهش‌های مربوط به اندازه‌گیری تماس چشمی نیز نشان می‌دهند که این رفتار پدیده‌ای چندبعدی است و نمی‌توان یک میزان ثابت از تماس چشمی را برای همه افراد «طبیعی» دانست.
بنابراین:
تماس چشمی زیاد ≠ اعتمادبه‌نفس قطعی
و:
تماس چشمی کم ≠ خجالت یا دروغگویی قطعی

زبان بدن و دروغ

یکی از مهم‌ترین افسانه‌ها: «از روی زبان بدن می‌توان دروغ را فهمید!»
این باور بسیار رایج است.
در فیلم‌ها و سریال‌ها، فردی که دروغ می‌گوید معمولاً:

  • نگاهش را می‌دزدد
  •  عرق می‌کند
  •  دست‌هایش را تکان می‌دهد
  • صورتش را لمس می‌کند
  •  یا بیش از حد مضطرب به نظر می‌رسد.

اما پژوهش علمی تصویر بسیار پیچیده‌تری ارائه می‌کند. مرورهای علمی نشان داده‌اند که نشانه‌های غیرکلامی مرتبط با فریب، در بسیاری از موارد ضعیف و غیرقابل‌اعتماد هستند.
حتی در یک فراتحلیل بزرگ درباره قضاوت دروغ و حقیقت، دقت متوسط افراد در شرایط بررسی‌شده حدود ۵۴ درصد بود! یعنی فقط کمی بهتر از شانس تصادفی.
بنابراین اگر کسی هنگام پاسخ دادن به یک سؤال به زمین نگاه کرد، نمی‌توان گفت:
«پس دروغ می‌گوید.»
ممکن است:

  • خجالت بکشد
  •  مضطرب باشد
  •  در حال فکر کردن باشد
  •  عادت رفتاری خاصی داشته باشد
  •  یا صرفاً در آن لحظه احساس راحتی نکند.

مشاوره خوب| روانشناسی|روانشناسی خوب| مشاوره درجه یک| مشاوره آنلاین| کتاب روانشناسی| اینجا جایی امن برای مشاوره | عشق و دروغ و بدن

پس چرا مردم فکر می‌کنند می‌توانند دروغ را از روی بدن تشخیص دهند؟

یکی از دلایل مهم، این است که ما رفتار دیگران را همیشه بر اساس یک «خط پایه» یا Baseline نمی‌بینیم. اگر فردی ذاتاً کم‌حرف باشد و تماس چشمی کمی داشته باشد، این رفتار برای او طبیعی است.
اما اگر همان فرد هنگام صحبت درباره یک موضوع مشخص ناگهان:

  • مکث‌های بیشتری داشته باشد
  •  پاسخ‌هایش طولانی‌تر شود
  • سرعت صحبتش تغییر کند
  •  یا رفتار معمولش تغییر کند،

این تغییر می‌تواند اطلاعات بیشتری فراهم کند.
با این حال، حتی «تغییر از خط پایه» نیز به معنای دروغ نیست.
فقط نشان می‌دهد:
«این موضوع ممکن است برای فرد از نظر شناختی یا هیجانی متفاوت باشد.»
علت آن باید بررسی شود.

اضطراب با دروغ یکی نیست!

  • این نکته در مصاحبه‌های شغلی، روابط، محیط‌های آموزشی و حتی موقعیت‌های حقوقی اهمیت زیادی دارد.
    فرد بی‌گناه نیز ممکن است هنگام پاسخ دادن به یک سؤال حساس:
    عرق کند
  •  مکث کند
  • دست‌هایش بلرزد
  • تماس چشمی‌اش تغییر کند
  •  صدایش بلرزد.

چرا؟ چون ممکن است از قضاوت شدن، متهم شدن یا پیامدهای پاسخ خود بترسد.
بنابراین:
نشانه اضطراب ≠ نشانه دروغ
این تمایز باید همیشه در ذهن ما باشد.

«قانون ۷-۳۸-۵۵» واقعاً درباره چیست؟

احتمالاً این جمله را زیاد شنیده‌اید:
««فقط ۷ درصد ارتباط از کلمات می‌آید و ۹۳ درصد از زبان بدن و لحن.»»
این برداشت، یکی از مشهورترین سوءبرداشت‌ها درباره ارتباط غیرکلامی است.
پژوهش‌های آلبرت محرابیان که منشأ این عدد هستند، درباره شرایط خاصی از انتقال احساسات و نگرش‌ها و پیام‌های ناسازگار بوده‌اند. نه اینکه ۹۳ درصد معنای تمام ارتباطات انسانی غیرکلامی باشد.
بنابراین نمی‌توان نتیجه گرفت که:
«کلمات فقط ۷ درصد اهمیت دارند.»
در بسیاری از ارتباطات، خود کلمات اطلاعات حیاتی و غیرقابل جایگزینی منتقل می‌کنند.
به‌خصوص در گفت‌وگوهای پیچیده، علمی، آموزشی، حقوقی و حرفه‌ای، محتوای کلام اهمیت بسیار زیادی دارد.

فرهنگ چه نقشی در زبان بدن دارد؟

زبان بدن را نمی‌توان جدا از فرهنگ بررسی کرد. برای مثال، میزان قابل قبول تماس چشمی، فاصله فیزیکی، نحوه لمس کردن، حرکات دست و حتی برخی حالات چهره ممکن است در جوامع مختلف متفاوت باشد. پژوهش‌های بین‌فرهنگی نیز وجود همزمان شباهت‌ها و تفاوت‌ها در رفتارهای غیرکلامی را نشان داده‌اند. بنابراین اگر رفتاری در فرهنگ شما نشانه احترام است، نباید فرض کنید در تمام فرهنگ‌ها نیز دقیقاً همان معنا را دارد.
این موضوع در دنیای امروز که تعاملات بین‌فرهنگی بسیار گسترده شده، اهمیت بیشتری پیدا کرده است.

تفاوت‌های فردی را فراموش نکنید!

حتی در یک فرهنگ مشترک نیز همه افراد به یک شکل رفتار نمی‌کنند.
شخصیت، سن، تجربه‌های قبلی، شرایط روانی، سبک ارتباطی، موقعیت اجتماعی و ویژگی‌های عصبی می‌توانند بر رفتار غیرکلامی اثر بگذارند.
بنابراین بهتر است به جای اینکه بگوییم:
«افراد خجالتی همیشه تماس چشمی کمی دارند»
بگوییم:
«برخی افراد ممکن است در موقعیت‌های اجتماعی تماس چشمی کمتری داشته باشند.»
این نوع بیان هم علمی‌تر است و هم از برچسب‌زنی جلوگیری می‌کند.

چرا نباید زبان بدن افراد دارای تفاوت‌های عصبی را اشتباه تفسیر کنیم؟

یکی از خطرهای مهم در استفاده افراطی از قواعد زبان بدن این است که رفتارهای متفاوت را به اشتباه به ویژگی‌های منفی نسبت دهیم.
برای مثال، یک فرد ممکن است تماس چشمی متفاوتی داشته باشد، حرکات تکراری انجام دهد یا هنگام فکر کردن به شیوه‌ای متفاوت رفتار کند.
این تفاوت به‌تنهایی نمی‌گوید فرد:

  • بی‌علاقه است
  • دروغ می‌گوید
  •  بی‌احترام است
  •  یا چیزی را پنهان می‌کند.

درک ارتباط غیرکلامی باید با شناخت تفاوت‌های فردی و عصبی همراه باشد.

خطای «ذهن‌خوانی» در روابط

یکی از اشتباهات رایج در روابط این است که رفتار دیگران را مستقیماً به نیت آنها وصل کنیم.
مثلاً:
«پیامم را دیر جواب داد، پس دیگر برایش مهم نیستم.»
«دست به سینه نشست، پس از من بدش می‌آید.»
«نگاهم نکرد، پس حتماً چیزی را پنهان می‌کند.»
این نوع تفسیر می‌تواند نمونه‌ای از ذهن‌خوانی باشد؛ یعنی ما بدون اطلاعات کافی تصور می‌کنیم می‌دانیم دیگری چه فکر یا احساسی دارد.
مشکل اینجاست که یک رفتار می‌تواند چندین توضیح داشته باشد.
به جای:
«چرا از من ناراحتی؟»
می‌توان گفت:
«احساس کردم بعد از این حرف کمی ساکت شدی. چیزی ناراحتت کرد؟»
این تغییر کوچک می‌تواند از بسیاری از سوءتفاهم‌ها جلوگیری کند.

 

دسته‌بندی‌ها: مقالات عمومی