افسردگی، یا اختلال افسردگی اساسی (MDD) یک بیماری مزمن، عود کننده و بالقوه تهدید کننده حیات است. افسردگی اساسی در حال حاضر علت ناتوانی جهانی است. به گفته سازمان بهداشت جهانی، افسردگی عامل 3/4 درصد از بار جهانی بیماری در زمینه ناتوانی در سالهای زندگی است (سازمان بهداشت جهانی ۲۰۱۳). افسردگی وضعیت سلامت افراد دچار دیگر بیماری های مزمن را بدتر می کند، و میل به عود دارد، و منجر به ناتوانی رو به افزایشی در طول زمان می شود. سالانه حدود 7/4 درصد از مردان و 5/8 درصد از زنان افسردگی را تجربه می کنند و هر سال حدود 7/6 درصد از جمعیت آمریکا یا حدود ۱۶ میلیون بزرگسال آمریکایی از این بیماری رنج می برند (سازمان خدمات سوء مصرف مواد و سلامت ذهن، ۲۰۱۶). خطر افسردگی در طول عمر حدود ۱۶ درصد برآورد شده است (گارتلنر و همکاران، (۲۰۱۵). افسردگی علت ۷۰ درصد بستری های بیمارستانی و حدود ۵۰ درصد از خودکشی هاست، و تعداد خودکشی های کلی به ازای هر ۱۰۰،۰۰۰ نفر بر اساس آمار مؤسسه ملی سلامت ذهن (NIMH)است. متأسفانه تاکید بر شناسایی افرادی که ممکن است افسردگی را تجربه کنند، خود به خود منجر به درمان مؤثر نمی شود. بر اساس گزارش های الفسون و همکارانش (۲۰۱۶)، تنها یک سوم کسانی که غربالگری شده و دارای افسردگی بوده اند واقعاً برای گرفتن درمان مراجعه کرده اند. هلتژیمر و میبرگ (۲۰۱۱)، و همچنین الفسون و همکارانش، خواستار یک بررسی مجدد در مورد افسردگی و درمانش هستند. افسردگی یک بیماری خلقی است که با تغییرات گاهگاهی عمیق عاطفه یا خلق مشخص می شود. به غیر از تغییرات خلق، ممکن است کاهش میل به انجام فعالیت های لذت بخش یا توانایی تجربه لذت، مشکلات خواب، خستگی، کمبود انرژی، احساس بی ارزش بودن یا احساس گناه شدید و چه بسا افکار خودکشی یا مرگ نیز تجربه شود. علائم می توانند خفیف، متوسط یا شدید باشند؛ بسته به وسعت اختلال در عملکرد اجتماعی و شغلی روزمره. افسردگی شدید ممکن است علائم سایکوز یا کاهش تماس با واقعیت را نیز داشته باشد. بر اساسDSM-5  افرادی که علائم افسردگی با هر وخامتی را برای یک دوره دو ساله یا بیشتر داشته باشند، مبتلا به اختلال افسردگی پایدار (دیس تایمی) هستند (انجمن روان پزشکی آمریکا، ۲۰۱۳). علائم اضطراب نیز در بسیاری از افراد دچار افسردگی مشاهده می شود. اگرچه بسیاری از اختلالات اضطرابی پیش از این با ضداضطراب های بنزودیازپینی درمان می شدند (فصل ۱۳)، اما امروزه داروهای ضدافسردگی نیز برای درمان بسیاری از اختلالات اضطرابی به کار برده می شوند. داروهای ضدافسردگی نه تنها در درمان اضطراب مفید هستند، همچنین وابستگی کمتری ایجاد کرده و احتمال کمتری برای ایجاد اختلال یادگیری، حافظه و تمرکز نسبت به بنزودیازپین ها دارند. علاوه بر اضطراب، افراد دچار افسردگی ممکن است به طور مکرر به صورت همزمان علائم اختلال وسواسی جبری و سوء مصرف مواد را نیز داشته باشند (کسلر و همکاران، ۲۰۰۳؛ تایپیسوتیکول و همکاران، ۲۰۱۴).  

اگر تمایل به مشاهده و خوانش “داروهای ضدافسردگی” دارید میتونید با کلیک بر روی لیینک زیر به این مقاله دست پیدا کنید.

دسته‌بندی‌ها: آشنایی با دارو های روانشناسی , کتابخانه روانشناسی