پاتوفیزیولوژی و مکانیسم اثر دارو
- با مشخص شدن اثر درمانی تثبیت کننده های خلق در درمان اختلال دو قطبی، قضیه به چالش کشیده شده است و تا کنون هیچ فرضیه قابل قبولی در این خصوص وجود ندارد. دانستن که هر طبقه دارویی واحد چگونه می تواند هم علائم شیدایی و هم افسردگی را کاهش دهد مشکل است. پیدا کردن مکانیسمی واحد در بین طبقات دارویی که این اثر بخشی دو گانه این را دارا باشد نیز مشکل است
- شباهت اثرات و داروها: تثبیتکنندههای خلق ممکن است اثرات عصبزیستشناختی مشترکی با ضدافسردگیها داشته باشند؛ زیرا شواهد فزایندهای از شباهت اثرات آسیبزای افسردگی و اختلال دوقطبی بر مغز وجود دارد.
- آسیبهای مغزی مشترک: افسردگی شدید و اختلال دوقطبی هر دو با افزایش آسیبپذیری عصبی و صدمه (مانند استرس) همراه هستند که ساختارهای عصبی را تخریب و نقص عملکرد ایجاد میکنند.
- تغییرات ساختاری مغز: مطالعات تصویربرداری و کالبدشکافی نشاندهنده تغییرات مشابهی از جمله کاهش حجم کورتکس پیشپیشانی و هیپوکامپ، کاهش تعداد نورونها و سلولهای گلیال در کورتکس پیشپیشانی، و کاهش سطوح ان-استیلآسپارتات (نشانگر سلامت عصبی) در بیماران مبتلا به افسردگی اساسی و دوقطبی است.

اثرات محافظتی عصبی، مکانیسمهای دارویی و چالشهای ساختاری در درمان اختلال دوقطبی
تناقض در مطالعات ساختاری:
بیشتر مطالعات اخیر به این یافتهها مطمئن نیستند و شواهدی مبنی بر تغییر در ماده خاکستری و سفید نیافتهاند (اوزردم و همکاران، ۲۰۱۶).
- بهبود ساختار مغز و سطوح BDNF:
تثبیتکنندههای خلق، همانند ضدافسردگیها، ممکن است برخی نقایص ساختار مغز و سطوح BDNF را بهبود بخشند که به فواید درمانی آنها مربوط است.
- اثرات محافظتی لیتیوم:
در مدلهای آزمایشگاهی، لیتیوم از نورونها در برابر عوامل سمی محافظت کرده و رشد زواید نورونی را افزایش میدهد. در مغز انسان نیز لیتیوم سطوح ان-استیلآسپارتات و حجم ماده خاکستری را افزایش میدهد.
- مکانیسمهای اثربخشی متفاوت:
مکانیسم واحدی توجیهکننده شباهتهای عصبزیستشناختی ضدافسردگیها و تثبیتکنندهها نیست.
ضدافسردگیها و ضدجنونها اثرات مشابهی بر گیرندههای انتقالدهندههای عصبی دارند که با اثر ضدافسردگی مشترکشان مرتبط است (یاتهام و همکاران، ۲۰۰۵).
مکانیسمهای سلولی و مولکولی تثبیتکنندههای خلق در درمان اختلال دوقطبی
ارتباط داروها با راههای درونسلولی:
لیتیوم، والپروات و کاربامازپین با آنزیمهای مختلف درگیر در راههای درونسلولی ارتباط متقابل دارند و بهویژه انتقال عصبی گلوتامات را در هیپوکامپ درگیر میکنند.
اثرات نهایی مشترک:
اگرچه داروهای مختلف ممکن است در نقاط متفاوتی عمل کنند، اما در نهایت اثرات مشترکی ایجاد میکنند که توجیهکننده اثربخشی بالینی آنها در اختلال دوقطبی است.
مثال عملکرد داروها:
والپروئیک اسید: غیرفعالکردن کانالهای سدیمی وابسته به ولتاژ؛ و اثر بر انتقالدهندههای عصبی جهت افزایش از بین رفتن گلوتامات و کاهش انتقال عصبی.
لاموتریژین: بلوککردن همزمان کانالهای سدیمی وابسته به ولتاژ و کانالهای کلسیمی خاص؛ و اثر بر انتقالدهندههای عصبی جهت کاهش انتقال عصبی
«علاوه بر ”پاتوفیزیولوژی و مکانیسم اثر دارو “ میتوانید برای مشاهده سایر داروها و روشهای درمانی به ”بخش آشنایی با داروهای روانشناسی“ مراجعه نمائید.»